شیطان سعی می کند برای آنان که او را به عنوان دوست بر می گزینند احساس ناامنی، یاس از آینده و بد بین بودن به حوادث (پیرامون) را تحمیل کند. در واقع شیطان نمی خواهد انسان ها صاحب ایمان، مطیع خداوند، تسلیم قضا و قدر شوند واو همچنین نمی پسندد که انسان ها با تکیه بر خداوند، خوش بین و سرشاراز شور و اشتیاق باشند. چون این خصایص نیکو نه تنها باعث خشنودی پروردگار، بلکه موجب نزدیکی انسان به او می شود. اگر شخصی می خواهد بر طبق ارزش های اخلاقی دین، زندگی کند بی شک این رفتارهای نیکوبرای او لازم و ضروری هستند. شیطان دوست ندارد که بندگان خداوند به او نزدیکتر گشته و با شور و شوق قاطعانه بر طبق دین الهی زندگی کنند. از این رو است که شیطان می خواهد احساس خستگی و بدبینی را با ترغیب ناامیدی بر مومنین القا کند.
دعای نیک خسته نمی شود و آنگاه که به او آسیبی می رسد، مایوس گشته و امید خود را از دست می دهد. و اگر از جانب خود رحمتى را پس از زيانى كه به او رسيده است، بچشانيم بی شک خواهد گفت من سزاوار آن هستم و گمان نمی کنم كه رستاخيز برپا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانيده شو مسلماً نزد او برايم خوبى خواهد بود پس بدون شك كسانى را كه كفران كردهاند به آنچه انجام دادهاند آگاه خواهيم كرد و مسلماً عذابى سخت به آنان خواهيم چشانيد.» (49-50) در سوره ی عنکبوت خداوند چنین می فرماید: « آنان آیات و دیدار با خداوند را انکار می کنند، از رحمت من ناامید هستند برای چنین افرادی عذابی دردناک در پیش می باشد.» (23 )با همه ی این اوصاف، بدبینی با نیروی تصمیم گیری سالم، عقل و منطق انسان نا سازگار می باشد. بدبینی که یک اختلال روانی است، به سلامت فیزیکی و روانی انسان صدمه می زند. این آشفتگی روانی بسته به شدت آن حتی می تواند منجر به خود کشی شود. صد البته هیچ کس از افرادی (که از شیطان پیروی می کند) انتظار زندگی، طبق ارزش های اخلاقی قرآن را ندارد. و(دوری این گروه از انسان ها از آموزه های دین خداوندی) اهداف شیطان را به خوبی برآورده می کند چون شیطان با ناامیدن کردن از جهان آخرت بندگان خداوند را از ارزش های اخلاقی مذهب منحرف می کند تا از این طریق انسان ها بی دین را به همراه خود دچار عذاب ابدی کند؛ به راستی که این از بزرگترین اهداف شیطان در طول تاریخ بوده است.